سرمشق خودت باش. با چشمان خودت ببین. با بافته های خویش بزی.
در خود فرو شو تا به دیگران نزدیک شوی، پیک خود باش.
پیام خودت را بازگوی، میوه از باغ درون بچین، شاخه ها چنان بارور بینی که سبدها آرزو کنی.
و زنبیل تو را گران باری شاخه ای بس خواهد بود.
سرمشق خودت باش. با چشمان خودت ببین. با بافته های خویش بزی.
در خود فرو شو تا به دیگران نزدیک شوی، پیک خود باش.
پیام خودت را بازگوی، میوه از باغ درون بچین، شاخه ها چنان بارور بینی که سبدها آرزو کنی.
و زنبیل تو را گران باری شاخه ای بس خواهد بود.
هر که شد خام به صد شعبده خوابش کردند
هر که در خواب نشد خانه خرابش کردند
پشت دیوار خری داغ نمودند و بما
وصفی از طعم دل انگیز کبابش کردند
گفته بودند که سازیم وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند
بازی اهل سیاست که فریبست و ریا
خدمت خلق ستمدیده خطابش کردند
اول کار بسی وعده شیرین دادند
آخرش تلخ شد و نقش بر آبش کردند
آنچه گفتند نشود سرکه نیکو و حلال
در نهانخانه تزویر شرابش کردند
ز که نالیم که غفلت و نادانی ما
آنچه سرمایه ایجاد سرابش کردند
لب فرو بسته ز دردیم و پشیمانی و غم
گر چه خرسندی و تسلیم حسابش کردیم
فرخی یزدی
که نام آیینه ها برون ز کوره ها سنگ است