یکشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۹ | 13:43 | الهام دیندار -
امروزه در جامعه ما به ویژه در بین زنان و دختران زمانی کهحضور بیشتری در اجتماع پیدا می کنند و اغلب تغییراتی را در شخصیت خود اعمال می کنند تغییر نام پدیده مرسومی شده است .اگر چه که موضوعات انسانی به علت پیچیدگی نوع بشر و به تبع آن مسایل اجتماعی ناشی از آن، موضوعاتی هستند که برای درک جامع باید از منظرهای مختلف اجتماعی، فرهنگی، زیستی، روانی و مواردی از این قبیل بررسی شوند. اما می توان گفت از نظر فرهنگی و اجتماعی پیشرفت جوامع، مدرنیته شدن ، شکل گیری الگوهای جدید، افزایش دامنه شبکه ها و فضاها مجازی چون اینستاگرام و... مقبول نبودن و طرد برخی اسامی کهن، فعالیت بیش از پیش زنان و پا به عرصه اجتماع گذاشتن آنان در شکل گیری و تغییر نام و اتخاذ نام جدید – مستعار- دخیل هستند. در این زمینه مردان به علت ویژگی های خاص و متمایز روانی، شخصیتی و زیستی نسبت به زنان تمایل کمتری به تغییر نام و اخذ نام جدید دارند. در طول مدت یکسال چند تن از افرادی را که می شناختم اسامی خود را تغییر داده اند و تمایل دارند که با نام جدید صدایشان کنند و با این نام بشناسندشان. برای نمونه چند مورد را ذکر می کنم
هاجر به مهرسانا (بعد از ازدواج تغییر اتفاق افتاده)
احترام به رها
فاطمه به نیلوفر (بعد از ازدواج تغییر اتفاق افتاده)
نجمه به شیلا
مرتضی به آرشام
فائزه به مهتاب
سمیه به شوگار
پ.ن اسامی ذکر شده به جز فاطمه همه متولدین دهه 60 می باشند
یکشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۹ | 13:6 | الهام دیندار -
در چهارمين روز از زمستان 1297 هجري شمسي، اولين شناسنامه ايراني به نام «فاطمه ايراني»، توسط اداره كل سجل احوال دارالخلافه، مستقر در «بلديه تهران» صادر شد (رجب زاده، 1378، نشر روش)
اما نام نهادن بر افراد قدمتی به بلندای تاریخ بشیریت دارد و انسانها همدیگر را با بهترین نامها ازدیدگاه خودشان صدا می زدند و عموما در هر جامعه ای اسامي شخصیت های مهم ملی، مذهبی، اساطیری ،تاریخی و ... جز نام هاي مورد علاقه و محبوب مردم بوده و فکر نمی کنم از جمعیت حاضر کره زمین شخصی هم اکنون بدون نام باشددر واقع و با همه پیشرفت های بشری ضرورت نام گذاري هنوز باقی مانده و شاید باقی خواهد ماند. از دیدگاه جامعه شناسی بررسي نام هاي يك جامعه نشان دهندة گرايش افراد به مدرنيزاسيون ، دوري و يا نزديكي به فرهنگ بومي و سنتي و تأثيرات وضعيت درآ مدي بر گزينش نام هاست و می تواند نشان دهنده وضعيت فرهنگي جامعه باشد.
پ.ن : رجب زاده احمد(1378)،تحلیل اجتماعی نامگذاری : بررسی موردی اراک همدان و بوشهر، تهران، انتشارات روش چاپ اول
شنبه سی ام فروردین ۱۳۹۹ | 12:35 | الهام دیندار -
هر انسانی بر اساس سیر رشد خود در محیط خانواده و اجتماع یک سری ویژگی های تثبت شده شخصیتی دارد که قابلیت ارتقا و اصلاح را دارند در وهله اول اگر و اگر خود شخص خواهان تغییر باشد.
شنبه سی ام فروردین ۱۳۹۹ | 12:27 | الهام دیندار -
کلمات آدم را به عمل سوق میدهند.
گاهی انتخابنادرست همین کلمات موجب عملینادرست
و بدتر از آن اصرار بر تداوم این عمل میشود.
جمعه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۹ | 16:28 | الهام دیندار -
سرعت توسعۀ نامتوازن نه تنها ما را به مقصد نخواهد رساند، بلکه از مقصد مطلوب به سرعت دور می کند
«روزی خواهد رسید که پیشرفت ملت ها نه با قدرت نظامی و اقتصادی آنها قضاوت خواهد شد و نه با شکوه پایتختها و یا جلوههای ظاهریشان . در آن روز پیشرفت ملت ها با رفاه اجتماعی مردمانشان، با سطح سلامت و بهداشت آنها و با کیفیت تغذیه و آموزش، با فرصت دستیابی آنها به دستمزد عادلانه در مقابل کار، با سطح مشارکت مردمی در تصمیم گیریها، با احترامی که برای آزادیهای اجتماعی و سیاسی آنها نشان داده می شود، با میزان توجه به اقشار محروم و آسیب پذیر و با حمایتی که نسبت به رشد فکری و جسمی کودکان اعمال می شود، اندازه گیری خواهد شد»
پنجشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۹ | 20:20 | الهام دیندار -
من شکفتن را می شنوم و جویبار از آن سوی زمان می گذرد.... سهراب سپهری
سه شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۹ | 20:52 | الهام دیندار -
این شعری بی زمان است که در سال ۱۸۶۹ (۱۵۱ سال قبل) توسط کاتلین اومارا نوشته شده و سپس در طول شیوع بیماری همه گیر در سال ۱۹۱۹ دوباره منتشر شد. و مردم در خانه های ماندند: و کتاب خواندند و شنیدند و استراحت کردند و ورزش کردند و بازی کردند و به هنر پرداختند و راه های تازه ای از بودن را آموختند. و متوقف شدند و عمیق تر گوش دادند برخی مراقبه کردند، برخی دعا کردند برخی با سایه هایشان ملاقات کردند. و مردم شروع کردند به تفكراتی متفاوت و مردم شفا یافتند. و در غیاب مردمانی که به روش های جاهلانه، خطرناک، بی معنی و بی رحمانه زندگی می کردند زمین شروع کرد به شفایافتن. و زمانی که خطر برطرف شد، مردم خودشان را یافتند. آنان برای مردگان عزاداری کردند و انتخاب های تازه داشتند و دیدگاه های تازه ای را خواب دیدند و روش های تازه ای را برای زندگی کردن آفریدند. و زمین را بطور کامل شفا دادند درست همانگونه که خودشان شفا یافتند." نشر دوباره در زمان انفلونزای همه گیر در اسپانیا، سال ۱۹۱۹ | عکس در همان زمان در اسپانیا گرفته شده. متن و عکس برگرفته از مجله بخارا برگردان: محسن خاتمی
سه شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۹ | 17:50 | الهام دیندار -
به نظر من هر جایی که کسی مشغول کتاب خوندن هست اون مکان زیبا و دلپذیرتره . برای من چیزی لذت بخش تر از این نیست که ببینم کودکی جوانی میانسالی و حتی پدربزرگ و مادربرزگی کتاب می خواند در هر کجا در خانه خیابان، پارک،اتوبوس و تاکسی، محل کار و.... پ.ن 1: میز و صندلی مینیاتوری که در عکس می بینید رو با چوب های یکدست درخت گز و چسب حرارتی درست کرده ام. پ.ن 2: دوست دارم در فصل بهار چنین جایی برای کتابخوندن داشته باشم بنابراین تصور خود را با کمک قوه خلاقیت در قالبی مینیاتوری در سال 94 ساختم. پ.ن3: مادر جان در خانه تکانی نوروزی اش صنایع دستی ام را بدون توجه به تلاش و علاقه من به سطل زباله انداخته :)
یکشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۹ | 0:43 | الهام دیندار -
از نگاه پدیدار شناسی هوسرل
"بسیاری از مشکلات بشر از نوع پرسیدن او شروع می شود"
اگر من باغبان بودم در جای جای زمین، درخت های نارنج می کاشتم تا عطر شکوفه هایش در آسمان بپیچد و بوی مهربانی را به مشام همگان برساند و یاد آورد این باشد که همیشه می توان سبز بود.
ما بزرگترین چشمه قدرت را دیدیم و او را "خدا خواندیم. ما می توانستیم هر لقب دیگری که مایل بودیم به او بدهیم، مانند: ژرفنا، تاریکی مطلق، روشنایی مطلق، مادّه، روح، امیدِ نهایی یا حتّی سکوت! امّا هرگز فراموش مکن که این خودِ ما بودیم که اسمش را تعیین کردیم...
امروز هم بخشی از تایم خود را صرف دیدن فیلمی با نام زوربای یونانی Zorba the Greek محصول 1964 به کارگردانی مایکل کاکویانیس کردم.
محوریت فیلم افسردگی، درماندگی، سرخوردگی و در عین حال لذت بردن از زمان حال و با شعار زنده باد زندگی است. مهمترین ویژگی شخص و شخصیت زوربا رهایی از تمام قیود است، حتی از قید بی قیدی که این رهایی به زوربا نوعی لذت و شادی عمیق و پایدار بخشیده است.
لازمه خلق چنین شخصیتی نیازمند شناخت ابعاد شخصیتی انسان، نیازها وخواسته هایش و همینطور فرهنگ عمومی اجتماعی ست که فرد در آنجا زندگی می کند.
پ.ن: کتابی نیز یا هم نام از نیکوس کازانتزاکیس نویسنده یونانی وجود دارد که این فیلم اقتباسی از همین کتاب است.
پ.ن: اقتباس فیلم به اندازه خود رمان موفق نیست. و کتاب را بر فیلم ترجیح می دهم .
دو پاپ The Two Popes, فیلمی در ژانر درام به کارگردانی فرناندو میرلس، که در سال ۲۰۱۹ اکران شد . موضوع فیلم اینه که در پشت دیوارهای واتیکان، پاپ بندیکت محافظه کار و پاپ فرانسیس، باید یه زمینه مشترک پیدا کنند تا به یک الگوی جدید برای کلیسای کاتولیک برسند. در واقع عوامل فیلم یه موضوع سنگین و تفرقهافکن رو به موضوعی دستیافتنیتر، جذابیت غیر قابل انکاری تبدیل کردند. جذابیت های فیلم آنجاست که فرانسیس با آهنگ «بلک برد»، رقص تانگو را به بندیکت یاد می ده و یا وقتی که درباره آینده کلیسا بحث کنن در حالی که پیتزا میخورند. اصل مهم به نظر من تبدیل نقطه مرکزی قدرت مذهبی به یک موضوع دستیافتنیه.
فاصله اجتماعی واژه ای که این روزها زیاد شنیده می شود ، واژه ای است که به عمد یا سهوا بر روی قرنطینه گذاشته شده و از آن معنای فاصله فیزیکی استنباط می شود .در حالی که فاصله گذاری فیزیکی افراد برای جلوگیری از انتقال کروناویروس به میزبانهای جدید بسیار متفاوت از فاصله گذاری اجتماعی است که مفهومی جامعه شناختی است.مردم باید فاصله فیزیکی را رعایت کنند. و برعکس تلاش شود تا با رسانه های جمعی گوناگون فاصله اجتماعی شان کم شود.
حیوانات آزادانه اون بیرونند پرندگان آزادانه پرواز می کنند. برف و باران آزادانه می بارند. هوای شهرها کم کم داره صاف می شه. ما آدم ها مچاله شدیم تو خونه هامون از ترس مرگ. طبیعت داره ما تحقیر می کنه. اگه چهارتا ویروس دیگه پیدا بشه ما باید در خانه هایمان حبس شویم. چقدر ما آدمها ناچیزیم
بلاها در حقیقت شباهتها و وجوه مشترکی با هم دارند، ولی موقعی که نازل میشوند، آدمها به دشواری آنها را قبول میکنند. در دنیا به همان اندازه جنگها بیماری طاعون هم وجود دارد.
امروز با طاعون کامو بعد از 8 سال دوباره دیدار کردم.دوستی که اسمش ناگهان باعث میشه دل آدم هری بریزه.کامو توی این کتاب اتفاقای روزمره اهالی شهر اوران الجزایر رو در دوران شیوع بیماری طاعون در اواسط قرن ۲۰ میلادی روایت می کنه.
طاعون در واقع سرکشی آدم ها از جهان اجتماعی، اجتماعی که باید در مبارزههایش شرکت کرد. اگر از بیگانه (یکی دیگر از آثار کامو) تا طاعون راهی در راستای تحول باشه، این تحول در جهان همبستگی و مشارکته. کامو با همه ذکاوتش، به ناامیدی از زندگی انسان در این دنیا مشهوره و مرگ رو بهتر از زندگی بررسی کرده، اما به قول پرویز شهدی مترجم آثارش، کامو در «طاعون» برخلاف آنچه از اسم کتاب برمیآید آدم امیدوارتری است. بنابراین یکی از علتهایی پیشنهاد برای مطالعه «طاعون» همین اندک امیدواری بیشتر و تاکید بر همبستگی باشد.
شما خوب به جريان بزرگ شدن بچهي آدميزاد توجه كنيد و ببينيد چگونه هر روز كه بزرگتر ميشود به جاي اينكه شكفته تر و شادمانتر گردد رو به پژمردگي، ملالت، خشكي و خشونت ميرود. هر روز انبساط، شادي طبيعي و سلامت روحي او افت ميكند و وجودش به تلخي و كساد معنوي ميگرايد.
«خواستن» و جستوجوي برونيها ـ كه وسيلهي آن فكر خشك و تهي از معنا است ـ هستي عميق، منبسط، باز، شاداب و زيباي انسان را تباه ميكند؛ آنرا به فساد ميكشاند؛ چشمهي زايندهي روح و معنويت اصيل او را خشك مي كند.
یک کتابی که این روزها مشغول خوندش هستم کتابی با عنوان با پیر بلخ هست. با قاطعیت می تونم بگم اين کتاب سخن مولانا رو به شکل مفيدتر و کاربردی و قابل فهم ارائه کرده است.
محمد جعفر مصفا در این کتاب از مفیدترین و کاربردی ترین بعد مثنوی، که همان روان و درون انسان است، جهت بیان مسالهء انسان به زیبایی بهره برده است.و بیان می کند
«آدمی همواره در پی آن است که بر لشکرها فرمان راند و بر دانشگاهها ریاست کند و محبوب زیبارویان باشد. اگر به همهی اینها دست یابد، آنگاه حسرت دشتها و سکوت و آرامش را میخورد و در آرزوی آلونک شبانان میسوزد.»
سفر به دور اتاقم، اگزویه دومستر، ماهی، احمد پرهیزی
خوندن این کتاب رو در روزهای قرنطینه خانگی به شما پیشنهاد می کنم :
نویسنده کتاب اگزویه دومستر است که اولین بار با این کتاب به خوانندگان فارسی زبان معرفی می شه کتاب رو انتشارات ماهی در قطع جیبی چاپ کرده است. و آقای احمد پرهیزی کتاب فوق را به فارسی ترجمه کرده .
این کتاب دربارۀ افسری جوان است که پس از دوئل با افسری دیگر، به ۴۲ روز حبس در اتاقش محکوم میشود. اگزویه دومستر در کتاب خود، از زبان این افسر جوان، به شرح جزئیات موجود در اتاق میپردازد. کتاب شامل ۴۲ بخش کوتاه است. هر بخش، دربارۀ یکی از جزئیات و وسایل موجود در اتاق است. نویسنده با لحنی طنز، توجه به هریک از اجزای اتاق و توصیف آنها را مانند سفری شبیهسازی میکند.