امروز با طاعون کامو بعد از 8 سال دوباره دیدار کردم.دوستی که اسمش ناگهان باعث میشه دل آدم هری بریزه.کامو توی این کتاب اتفاقای روزمره اهالی شهر اوران الجزایر رو در دوران شیوع بیماری طاعون در اواسط قرن ۲۰ میلادی روایت می کنه.
طاعون در واقع سرکشی آدم ها از جهان اجتماعی، اجتماعی که باید در مبارزههایش شرکت کرد. اگر از بیگانه (یکی دیگر از آثار کامو) تا طاعون راهی در راستای تحول باشه، این تحول در جهان همبستگی و مشارکته. کامو با همه ذکاوتش، به ناامیدی از زندگی انسان در این دنیا مشهوره و مرگ رو بهتر از زندگی بررسی کرده، اما به قول پرویز شهدی مترجم آثارش، کامو در «طاعون» برخلاف آنچه از اسم کتاب برمیآید آدم امیدوارتری است. بنابراین یکی از علتهایی پیشنهاد برای مطالعه «طاعون» همین اندک امیدواری بیشتر و تاکید بر همبستگی باشد.
که نام آیینه ها برون ز کوره ها سنگ است