قتل بابک خرمدین و در ادامه، اعتراف به قتل داماد و دختر توسط پدر با همدستی مادر جنایت تکاندهندهای است که این روزها، پیکر جامعه را جریحهدار کرده و آن را در بهت و حیرت فروبرده. اظهارنظر درباره چنین مسئلهای نیازمند روشن شدن ابعاد مختلف این ماجراست. انگیزه قتل پدر از فرزند کشی از ابعاد مختلف روانشناختی، جامعهشناسی و حقوقی قابلبررسی است. عوامل حقوقی به عدم بازدارندگی قوانین از وقوع جرم و ابعاد حقوقی مرتبط میپردازند عوامل روانشناختی روان قاتل و زمینههای شخصیتی و روانی را مورد کاوش و بررسی قرار میدهند و اما عوامل جامعهشناسی به بررسی زمینههای اجتماعی وقوع یک جرم میپردازند زیرا آسیبهای اجتماعی دارای متغیرها و عوامل گوناگونی هستند و قرار گرفتن چند عامل در کنار یکدیگر منجر به وقوع جنایتی اینچنینی میشود.
از دیدگاه جامعهشناسی چون امیل دورکیم، جرم یک پدیده عادى اجتماعى است و نباید یک پدیده غیرعادى اجتماعى تلقی گردد. در هر اجتماعى، بزهکاری وجود دارد و جامعهاى نیست که در آن، بزه وجود نداشته باشد اما این عادی بودن از منظر اجتماعی به معنی مقبول و بهنجار بودن یا قانونی و اخلاقی بودن آن نیست. جرم در هر اجتماع چیزی جدای از ساحت فکری و فرهنگی و تاریخی آن نیست این جامعه است که زمینه جرم (قتل) را فعال میکند؛ بنابراین نباید آن را صرفاً به جنبههای فردی و روانشناسی مجرم تقلیل داد. یکی از عوامل، ارتباط جرم با الگوهای اخلاقی جامعه است. بروز برخی توقعات نامعقول بین والدین و فرزندان میتواند زمینهساز وقوع جرم باشد مصادیقی که پدر بابک از فساد فرزندانش ازجمله روابط نامشروع و غیراخلاقی ارائه میدهد تعریفی مغایر با تعریف ارائهکنندگان جامعه و متوالیان امر نیست اگرچه ازنظر نوع مجازات متفاوت است. پدر بابک تعریف فساد فرزندانش را از تعریف مقبول جامعه اخذ کرده است. اقتضای شغلی پدر و آسیبهای آن از جمله دوری پدر خانواده و عدم شکلگیری رابطه صحیح با فرزندان در حال رشد نیز نکته مهم دیگری است؛ پدر به دلیل روحیه نظامی گری تربیت صحیح را پیروی واطاعت بیچونوچرای فرزندان از خود میداند، تربیتی که به دلیل عدم حضور او به شکل درستی شکل نگرفته است و مادر هم نتوانسته آن را شکل دهد. این نگاه آمرانه به تربیت و اعمال قهری آن از بالا به پایین نیز چیزی بیگانه از رفتار سیاسی و تاریخی جامعه ایرانی نیست.. از سویی دیگر فشارهای متعدد ناشی از سیاستگذاری غلط در جامعه ایران نهایتاً به نهاد خانواده هم منتقلشده و طاقت ان را سلب نموده بهعنوانمثال اگر به تأثیر فقر بر بروز نزاع و خشونت کیفقاپی و. میبینیم که با افزایش سطح فقر میزان این جرائم هم افزایش مییابد. مجموع این الگوها بهخوبی تناسب جنایت اخیر با الگوهای خاص جامعه ایرانی اعم از حاکمیت و مردم را نشان میدهد.
درمجموع با توجه به عوامل مختلف در انجام قتل آنچه مهم است پاسخ به سؤالات زیر است که میتواند زمینه تحلیلی دقیقتر و جامعتر را فراهم نمایید
پدر و مادر خانواده در کودکی در چه شرایطی رشد کردهاند؟
پدر و مادر دارای چه شخصیتی میباشند؟
در دوران کودکی نیازها و روابط عاطفی چگونه بوده است؟
با توجه به شغل و سابقه نظامی پدر، آیا آسیبهای جسمی و روانی دوران جنگ در بروز قتل نقش داشته است؟
رابطه بین اعضای خانواده بابک ازجمله پدر و مادر باهم و فرزندان و خواهر و برادران باهم چگونه بوده؟
شرایط اقتصادی و اجتماعی خانواده در چه سطحی بوده و چه مشکلاتی در این زمینه داشته است؟
دوری پدر از فرزندان چه تأثیری ازلحاظ بعد عاطفی احساسی و ارتباط با فرزندان داشته است؟
میزان پایبندی قاتل به ارزشها و اخلاقیاتی که به خاطر آنان فرزندان خود را به قتل رسانده چگونه است؟

که نام آیینه ها برون ز کوره ها سنگ است