سه شنبه پنجم فروردین ۱۳۹۹ | 23:25 | الهام دیندار -
سواي حرفهاي سمبليك مولوي،
شما خوب به جريان بزرگ شدن بچهي آدميزاد توجه كنيد و ببينيد چگونه هر روز كه بزرگتر ميشود به جاي اينكه شكفته تر و شادمانتر گردد رو به پژمردگي، ملالت، خشكي و خشونت ميرود. هر روز انبساط، شادي طبيعي و سلامت روحي او افت ميكند و وجودش به تلخي و كساد معنوي ميگرايد.
«خواستن» و جستوجوي برونيها ـ كه وسيلهي آن فكر خشك و تهي از معنا است ـ هستي عميق، منبسط، باز، شاداب و زيباي انسان را تباه ميكند؛ آنرا به فساد ميكشاند؛ چشمهي زايندهي روح و معنويت اصيل او را خشك مي كند.
با پیر بلخ ، محمد جعفر مصفا، ص 20
که نام آیینه ها برون ز کوره ها سنگ است